یادداشت تحلیلی پیرامون پیامدهای انعقاد قرارداد توسعه چابهار
تهران در روزهای آغازین خردادماه جاری میزبان نارندرا مودی نخستوزیر هند و محمداشرف غنی رئیسجمهور افغانستان بود. هدف از سفر دو مقام عالیرتبه، امضاء قرارداد سهجانبه توسعه بندر چابهار اعلان شده است. هرچند پیشتر میان جمهوریاسلامی ایران و هند توافقاتی بهمنظور توسعه این بندر انجام شده بود، عمدتاً تحریمهای بینالمللی پیرامون برنامه هستهای مانع از تحقق آن شد. در ماههای اخیر و پس از تحقق برجام ـ بر اساس رایزنیهای صورت گرفته ـ مقامات سه کشور آماده امضاء این توافق شدند؛ توافقی که میتواند سرآغاز یک همکاری منطقهای وسیع با مشارکت طرفهای دیگر از آسیای جنوبی و آسیای مرکزی بوده و واجد تأثیرات عمیقی بر مناسبات منطقهای و لااقل در روابط سه کشور باشد. در شرایط فعلی آثار توافق منعقده شده برای کشورهای متعاهد در سه حوزه ژئوپلیتیکی، اقتصادی و سیاسی ـ امنیتی قابل توضیح و تشریح بهنظر میرسد.
شعری از مرحوم مهدی اخوان ثالث
پوستینی کهنه دارم من،
یادگاری ژنده پیر از روزگارانی غبارآلود
سالخوردی جاودان مانند
مانده میراث از نیاکانم مرا، این روزگار آلود.
جز پدرم آیا کسی را می شناسم من!
کز نیاکانم سخن گفتن؟
نزد آن قومی که ذرات شرف، در خانه ی خونشان
کرده جا را بهر هر چیز دگر، حتی برای آدمیت، تنگ،
خنده دارد از نیاکانی سخن گفتن، که من گفتم.
جز پدرم آری
من نیای دیگری نشاختم هرگز.
نیز او چون من سخن می گفت
همچنین دنبال کن تا آن پدر جدم،
کاندر اخم جنگلی،خمیازه کوهی
روز و شب می گشت، یا می خفت
انتشار مقاله در فصلنامه علمی پژوهشی مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز
یکی از مهمترین خطرات متوجه امنیت کشورها مسئله مواد مخدر و حواشی آن است. از آنجا که افغانستان در منطقه ما واقع شده، تقریبا همه کشورهای منطقه از این مسئله در رنج هستند که روسیه و ایران وضعیت بغرنج تری دارند. از این رو پژوهشی تحت عنوان «تاثیر عنصر مخدر افغان بر امنیت ملی فدراسیون روسیه» به راهنمایی استاد ارجمند جناب آقای دکتر سجادپور انجام دادم که در شماره 88 فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز منتشر شده است.
پی نوشت:
در مصاحبه با خبرگزاری موج: چشم انداز امنیت افغانستان در کوتاه مدت امیدوار کننده نیست
موج - گروه اقتصاد سیاسی
پس از انتشار خبری در مورد انشعاب طالبان و تاسیس گروهی به رهبری ملامحمد رسول که برداشت غیر رادیکالی داشت، این سوال در اذهان مطرح شد که دودستگی میان شبهنظامیان طالبان چه تاثیری بر صلح و امنیت افغانستان خواهد گذاشت. این موضوع از این جهت حائز اهمیت است که داعش نیز توانسته در این کشور با جذب نیرو حوزه نفوذی برای خود تعریف کند.
از اینرو برای بررسی وضعیت امنیتی افغانستان و تقابل داعش و طالبان در آینده این کشور، گفتگویی با محمدتقی جهانبخش، کارشناس مسائل افغانستان، انجام دادهایم که در ادامه میخوانید.
آیا میتوان با توجه به انشعاب در طالبان و به وجود آمدن گروهی که دیدگاههای مسالمتآمیزتری دارد، از بازتعریف کلمه «تروریسم» در این کشور سخن گفت؟
اتفاقی که در افغانستان بعد از مرگ ملا عمر رخ داد، تغییر چندانی در کنشهای اصلی و استراتژیهای این گروه ایجاد نکرده است؛ زیرا حتی قبل از اینکه خبر مرگ ملاعمر منتشر شود، گروهی از طالبان در روند دستیابی به صلح، وارد گفت و گو با دولت کابل شده بود اما بعد از انتشار خبر مرگ وی این روند به بنبست رسید، تا اینکه مدتی پیش گروهی تحت عنوان «شورای عالی امارت افغانستان» از طالبان انشعاب یافت و به رهبری ملا محمد رسول اعلام موجودیت کرد. این جریان به لحاظ کارکردی ظاهرا چندان تاثیرگذار نخواهد بود؛ چرا که ابعاد، جایگاه، مقبولیت و مشروعیت آن مشخص نیست. به علاوه لجستیک و پشتیبانان آن ظاهرا قابل توجه نیستند. از این جهت اصولا توجه بیش از اندازه به آن حداقل در شرایط فعلی نمیتواند مفید باشد. اما اینکه این گروه از دیدگاههای جدیدی مثل پذیرش حضور زن در محیط بیرون از خانه و برابری زن و مرد سخن میگوید، در راستای جلب افکار عمومی قابل تحلیل است. آنها در تلاشاند با این مفاهیم وارد دیالوگ با دولت شوند و بتوانند سهم خواهی کنند؛ وگرنه این گروه تاثیرگذار نیست و جایگاه آن در مجموعه طالبان و نیز منظومه افراطگرایی در افغانستان نامعلوم است، لذا با این شرایط نمیتوان از تغییر تعریف تروریسم در افغانستان سخن گفت و اطلاق لفظ «طالب خوب» یا «تروریسم خوب» اصولا موضوعیت ندارد.
پی نوشت:
پی نوشت:
1- پیوند این مطلب در خبرگزاری موج
2- پیوند این مطلب در پایگاه رصد
مصاحبه با پایگاه خبری تحلیلی صبح توس
محمد تقی جهانبخش، کارشناس مسائل روسیه در گفتگو با خبرنگار صبح توس در خصوص پشت پرده جوسازیهای اخیر در حمایتهای روسیه از دولت سوریه اظهار داشت: حمایت از سوریه اصولاً در چهارچوب امنیت ملی و دکترین امنیت روسیه است که یک حلقه امنیتی برای خود تعریف کرده است.
وی در ادامه با بیان اینکه این چهارچوب یکی حول مرزهای خود روسیه در منطقه آسیای مرکزی، قفقاز و جمهوریهای پیشین و دیگر هم به منطقهای که در اصطلاح به آن خارج دور گفته میشود ترسیم شده است خاطرنشان کرد: اصولاً خاورمیانه در دکترین سیاست خارجه روسیه اهمیت چندانی ندارد، اما از آنجا که حضور روسیه در پایگاه نظامی که در سوریه دارند بسیار حائز اهمیت است و از این طریق روسیه میتواند همجوار با اروپا باشد و حتی تحرکات اروپاییها و ناتو را ارزیابی کند و در مواقع لزوم واکنش نشان بدهد، حضور در سوریه برای روسیه مهم تلقی میشود.
جهانبخش در ادامه یکی از دلایل حمایت روسیه از دولت سوریه را به چالش کشیدن برنامه آمریکا در خاورمیانه و مقابله با روند تکقطبی سازی جهان دانست و تصریح کرد: آمریکاییها پس از فروپاشی شوروی و بهویژه در هزاره جدید، یکجانبهگرایی در روابط بینالملل را در دستور کار خود داشتهاند و این امر در سیاستهای این کشور بهویژه در خاورمیانه مشهود است. در مقابل روسیه، چین، ایران و برخی کشورهای دیگر تلاش کردهاند تا نظام بینالملل چندقطبی شده و در آن بازیگران متعددی ایفای نقش کنند.
وی دلیل دیگر حمایتهای روسیه را مبارزه با افراطگرایی اسلامی در بیرون مرزهای روسیه برشمرد و اذعان نمود: روسها خاکریز امنیتی خود را به لحاظ دینی و مذهبی، بیرون از مرزهای جغرافیایی خود تعریف کردهاند و این را میدانند که اگر با افراطگرایی اسلامی در سوریه مبارزه نکنند، باید منتظر مبارزه با این مسئله در مرزهای خود و در چچن، اینگوش و داغستان باشند.
این کارشناس مسائل روسیه با اشاره به اینکه منافع اقتصادی و قراردادهای نظامی و… دلیل دیگری است که روسها را مجاب به حمایت از سوریه کرده است، تأکید کرد: روسها در سیاست خارجه خود بسیار واقعگرا و واقعبین هستند و هزینههای اضافی را متحمل نمیشوند و در تمام سیاستهای خود بسیار محافظهکار هستند و زمانی اقدام و هزینه میکنند که ما به ازای عینی داشته باشد.
این کارشناس مسائل روسیه دلایل متعددی را برای ورود روسیه به مسئله سوریه و ایستادن پای ساختار سیاسی سوریه برشمرد و اظهار داشت: روسها برای اولین بار بعد از فروپاشی شوروی، به کمک ایران یک فضایی را برای اعمال قدرت خود در بیرون از منطقه اوراسیا پیدا کرده و آرزویی که بعد از فروپاشی شوروی برای بازیگری بیرون از حوزه نفوذ سنتی خود و بهویژه در خاورمیانه داشتند را به واقعیت تبدیل نمودهاند. این مسئله پرستیژ روسیه در نظام بینالملل را بهعنوان بازیگری قدرتمند و متنفذ، تقویت کرده است.
وی خاطرنشان کرد: با این وجود هیچیک از مسائل فوق نمیتواند ورود روسیه به فاز نظامی در مسائل سوریه را توجیه کند گزارشهای رسیده از اقدامات نظامی روسیه علیه مخالفان سوریه را گزارشهای دقیقی نیست و معلوم نیست که هواپیمایی از روسیه مواضع داعش را بمباران کرده باشد و بعید میدانم که روسیه آشکارا به درگیری نظامی در سوریه وارد شود، چرا که منفعت فوری در سوریه ندارد. وی یکسری مسائل تبلیغاتی نظیر عکس گرفتن سربازان روسی در خیابانها پای تصویر بشار اسد، حضور در پایگاههای ارتش سوریه و اقداماتی از این دست را بیشتر تبلیغاتی ارزیابی کرد و گفت: چیزی که در عمل اتفاق افتاده است بیش از اقدامات تبلیغاتی برای تقویت جایگاه خود در سوریه و مسائل بینالمللی نیست.
جهانبخش با بیان اینکه روسها با این تبلیغات بهدنبال نشان دادن اعتمادبهنفس خود در مسائل بینالمللی هستند، اذعان نمود: روسها بهدنبال ایفای نقشی فعال در مناسبات خاورمیانه هستند و برای آنکه نشان دهند که بعد از وقوع حوادثی نظیر درگیریهای اوکراین و تحریمهایی که اروپا و غرب علیه روسیه اعمال کرد، روسیه تضعیف نشده و همچنان کشور قدرتمندی است؛ بنابراین ایفای نقش فعال در اتفاقات خاورمیانه یکی از اهداف مهم روسیه است.
وی تأکید و ایستادگی بر خطوط قرمز روسیه، همانند مسئله اوکراین را از دیگر اهداف روسها برشمرد و تصریح کرد: به چالش کشیدن غرب در خاورمیانه و ارسال این پیام به متحدین خود که اگر لازم باشد از متحدین خود دفاع خواهیم کرد، از دیگر اهداف روسیه است و خط جدیدی که تحت عنوان حمایت از سوریه در یکی دو هفته اخیر شکل گرفته است بیشتر حول این محورها است.
جهانبخش با بیان اینکه آمریکا و غرب مطلقاً علاقهمند به فعال شدن روسیه در خارج از حوزههای منطقه پیرامون خود نیستند، تأکید کرد: این فضاسازی بیشتر به این منظور است که از کنش گری و بازیگری روسیه در مسائل خاورمیانه که احتمالاً به ارتقاء مناسبات این کشور با جمهوری اسلامی ایران نیز خواهد انجامید هراسان هستند و از این جهت این فضاسازیها صورت گرفته است.
وی همکاری روسیه و ایران بهطورکلی و در سوریه بهطور خاص را یک همکاری در سطح راهبردی ندانست و گفت: بحران سوریه، ایران و روسیه را خیلی بههم نزدیک کرده است ولی این نمیتواند راهبردی باشد و بنابراین خطای تحلیلی است که ما متأسفانه در ایران داریم و فکر میکنیم که این همکاری منجر به ارتقا، جایگاه ایران به یک متحد راهبردی در سیاست خارجی و امنیتی روسیه شده است.
کارشناس مسائل روسیه در ادامه خاطرنشان کرد: در چندماهه گذشته در عرصه میدانی، جهتگیریها کاملاً شفاف شده است و یکطرف بشار اسد، ایران و روسیه و یکطرف هم معارضین داخلی، ترکیه، عربستان و نیروی سوم که بهنظر داعش است در سوریه فعال هستند.
وی با بیان اینکه با اتفاقاتی که در عرصه میدانی رخ داده، همکاری ایران و روسیه نهتنها تأثیرگذار بلکه برای آینده سوریه تعیینکننده خواهد بود، خاطرنشان کرد: ایران و روسیه بر راهحل سیاسی، مسالمتآمیز و منطق سوری ـ سوری تأکید دارند و سایر بازیگران خواهان حذف رژیم اسد هستند، اما در عمل و با توجه به پیروزیهای اخیری که ارتش سوریه بهدست آورده است و نیز گشایش ژئوپلیتیکی ایران پس از توافق برجام، ائتلاف ایران و روسیه که خواهان حفظ ساختار موجود و ماندن اسد در قدرت هستند، در آینده سوریه تعیینکننده خواهد بود.
محمدتقی جهانبخش در خاتمه اظهار داشت: ایران و روسیه بهدنبال حفظ ساختار سیاسی در سوریه هستند و این امر الزاما به معنای ماندن بشار اسد در قدرت نیست.
انتشار مقاله در فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات سیاسی و بین المللی
یکی از اولین انتظاراتی که از دانشجویان و دانش آموختگان تحصیلات تکمیلی می رود، تلاش برای شناخت بهتر، دقیق تر و جامع تر از مسائل است که رسیدن به این شناخت از گذرگاه پژوهش علمی و روش مند میسر می شود. روش مند بودن شناخت هم طبیعتا نیازمند تلاش و تکاپوی علمی است و تمرین و ممارست.
سال گذشته که روسیه به واسطه مسئله اوکراین توسط غرب تحریم شد، این تصور به وجود آمد که این امر می تواند به گشایش روابط ایران و روسیه کمک کند. همین تصور دستمایه پژوهشی قرار گرفت که حاصل آن مقاله ای با عنوان «روابط سیاسی ـ اقتصادی جمهوریاسلامیایران و فدراسیون روسیه در سایه تحریمهای غربی پیرامون مناقشه اوکراین» شد. این مقاله با راهنمایی استاد عزیز جناب آقای دکتر حق پناه نگاشته و به مجله «تحقیقات سیاسی و بین المللی» ارسال شد که پس از انجام بررسی های معمول نهایتا پذیرفته و در شماره بیست و دو این فصلنامه منتشر شد.
پی نوشت:
نگاه جریان حکمتیار به داعش
محمدتقی جهانبخش/ کارشناس افغانستان و پاکستان
پنزدیک به چهار دهه ناامنی، افغانستان را به کشوری «فرومانده» تبدیل کرده که در آن امنیت مقولهای کمیاب و شکننده است. در دوره پساطالبان هر چند تلاشهایی در راستای بهبود وضعیت سیاسی، اقتصادی و امنیتی افغانستان توسط دولت مرکزی و بازیگران خارجی در این کشور صورت گرفته است، با اینحال وجود ریشههای عمیق افراط، خشونت و قومگرایی، این ظرفیت را دارد تا هر لحظه افغانستان را وارد مرحله جدیدی از خشونت و ناامنی نماید.
در ماههای اخیر کموبیش اخباری مبنیبر حضور عناصر جریان تروریستی داعش در افغانستان به گوش میرسید که البته غالباً از سوی مقامات این کشور رد میشد. تا اینکه بالا گرفتن درگیریهای این جریان با گروه طالبان و نیز آغاز مبارزه آن با دولت مرکزی، مقامات را ناگزیر از تأیید حضور داعش در افغانستان نمود. در روزهای اخیر تحولی که بیشازپیش خطر داعش را برای مقامات به سطح آورده، خبر حمایت جریان حزب اسلامی گلبدین حکمتیار از داعش در تقابل میان این گروه و طالبان افغانستان بوده است. اگر چه حمایت حزب اسلامی از داعش تکذیب شد اما حزب اسلامی در حالی پیوستن خود را به داعش رد کرد که گزارش های تایید نشده حاکی از آن است گروه داعش، بیعت حزب اسلامی را رد کرده و عضویت آن را نپذیرفته است.
انتشار این خبر با توجه به سوابق حکمتیار، واکنشهای مختلفی را در داخل و خارج افغانستان برانگیخته است. این نوشتار در پی آن است تا ابعاد مختلف انتشار خبر حمایت حزب اسلامی از داعش را مورد واکاوی قرار داده و چرایی چنین اقدامی را به بحث بنشیند.